قصه آدم و دنیــا قصــه تشنــه و آبه یه روزی سیرآب سیرآب روزی دنبال سرابه پشت سر دیوار حســرت روبه رو هم اگـه تاره بنده طلعت اون باش که همیشه آنی داره اشتباه مال منو توست سرنوشت بهونه ما مــا همــه یــه اتفــاقیــم میــون روزای زیبــــا همه درها اگه بسته است رو به آسمون نگا کن اونجــا یه پنجــره بازه تو فقــط خــدا خــــدا کن یه عبور معنوی باش اگه پرواز رسم ما نیست پر بکش تا بی نهایت آسمون از ما جــدا نیست